|
امامم ! این روزها دلم عجیب گرفته انگار تمام حجم دلم شده به وسعت چشمان بارانی ام و تمام دلتنگی های عالم ریخته کف چشمان ناباورم
و با نام آسمانی ات انگار تمام دردهایم کنده می شوند از درونم پرنده می شوند و پر می کشند از ضریح چشمانم به سمتت .
امامم ! دلم می خواهد عرفه در حریم امن نگاهت باشم ... اما این دل و این نگاه تاب ندارند .
دلم می خواهد ضریحت را آنقدر تنگ در آغوش بگیرم که جان از تنم پر بکشد دیگر تاب ندارم ....
یا حسین ابن علی (ع) ! ای فرزند زهرای اطهر (س) به نام هایی خواندمت که آبرو ی عالمند و آبروی دست خالی ام آیا .... آیا .... آیا .... نامم را می نویسی ؟ مولایم ! می گویند روز عرفه روز شناخت است .... من با این دل چه کنم ؟
یااباعبدالله (ع) این عرفه آیا به معرفت دیدارت در درون حرم دلم می رسم ؟
یا علی (ع) به معرفت خداوندی در شناختت
+ به دست باد سپرده شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 1:19 توسط قاصدک |
... گفتم: مامان یه گندی زدم، دعا کن درست شه!
بگو : وقتی بچه بودم تو کوچه فوتبال بازی میکردیم. شیشه همسایه رو که میشکوندیم؛ بابام میرفت هم عذرخواهی میکرد و هم شیشه رو میداد عوض کنن. همیشه هم سعی میکرد بهتر از اولش بشه... رفتم پشتبام، رو به قبله ایستادم و بغض کردم، "یا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئین"1
1. سوره مبارکه یوسف. آیه97
منبع :کتاب نیوز
یا علی (ع) به مهربانی پدری ات !
+ به دست باد سپرده شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 2:7 توسط قاصدک |
خیلی از چشم ها را دیده ام که روح را نمایان می کنند و خیلی از نگاه ها را که از راه دل سر در آورده اند ... و به یادم آمد روزی می گفتم که چشمان سبز حرمت دارند !!! راستی چرا !؟ یا علی (ع) به حرمت نگاهت ! + به دست باد سپرده شده در جمعه بیست و سوم آذر 1386 22:59 توسط قاصدک |
تمام این روزها نشسته ام به مرتب کردن خاطرات ندیده ات... تمام این روزها که گذشت نشسته بودم به دیدن عکس هایی که مال تو بود و من در آنها آنقدر کوچک بودم که نمی دانستم چه قدر از تو را فهمیده ام ... شاید به قدر بوسه ای یا در آغوش فشردنی ! اما بیشتر بیشتر از آنکه می گویم تو را یافته ام . من تمام این سالها را با تو زیسته ام .
امروز وصیتت را می خواندم ... دلم آرام شد وقتی دیدم در آن به یادم بودی . یعنی هر وقت دلتنگت می شوم به آن جملات دل خوش می کنم که ببین ! حسین به یادت بوده ... حسین ! اینجا خواهرت دلتنگت شده . به او سری نمی زنی ؟
یا علی به وسعت دلتنگی خواهری چشم انتظار نه به وسعت دلتنگی زینب (س) برای حسین (ع)
+ به دست باد سپرده شده در شنبه هفدهم آذر 1386 16:29 توسط قاصدک |
فصل درو که تمام می شود تمام محصولشان را به باد می دهند دروگران تا باد خاک و خس از آن بروبد ....
خدایا ! روزهاست فصل درو تمام شده و بادهای سرد می وزند
خدایا ! من دروگر نیستم اما راه و رسم کاشت و داشت و برداشت را می دانم در زمین دلم می کارم با آب محبت تو آبیاری می کنم و چشمم هنگام درو به فضل و رحمت توست . من از دلم نور درو می کنم ....
اینک من تمام داشتنی هایم را به باد محبتت دادم تا خودم را بروبی....
مهربانم ........ خار و خسم را بروب !
***** پینوشت :
گفت شراب اگر خوری از کف هر خسی مخور باده بیا منت دهم پاک شده ز خار و خس
یا علی (ع) به تعداد نام های اعظمش
+ به دست باد سپرده شده در پنجشنبه هشتم آذر 1386 19:57 توسط قاصدک |
|