|
دو زن ! دو گونه بر یک صورت که چشم دیدن هم را ندارند . دو زن ! دو سایه در امتداد ابدیت تاریخ که به هم پیوسته اند . دو زن .... + به دست باد سپرده شده در جمعه سی ام شهریور 1386 16:45 توسط قاصدک |
از قاصدک بخوانید : خواب دیدم سینه ام آتش گرفت در میان خانه ام آتش گرفت خواب دیدم کودکی بی مادرم مادرم در خاطرم آتش گرفت سرمه دانی خالی از سرمه ، ببین وای چشمم ، سرمه ام آتش گرفت مثل یک ماهی کنار موج ها موج ها در ساحلم آتش گرفت یک قناری ، یک قفس آَشفتگی در نگاهم یک نفس آتش گرفت در جنونم اشک دامن ریز بود دامنم ، دستم ، دلم آتش گرفت چشم بستم آیینه حرفی نداشت آه ! در تکرار من آتش گرفت مثل ققنوسی هزاران بار باز بال هایم ، شهپرم آتش گرفت امشب از تاریکی این کوچه ها خواب دیدم سینه ام آتش گرفت... + به دست باد سپرده شده در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 18:29 توسط قاصدک |
لکه ای شبیه من لکه ای شبیه تو لکه ای شبیه او سفره ی هستی را لک کرده است ..... ببین انگار گاهی لکه گیری لازم است باید کمی نور پاشید کمی ماده سپید کننده تا دوبار از روی جاده های دور این دنیا نور به بالا بپاشد ................ ببین آن دورها از لابلای ثانیه های آمدنم از لابلای هزار لکه ی رنگی سیاه و سفید از لابلای هزارن لکه ی سرخ و زرد ـ که منم که تویی ـ کسی خواهد آمد با سطلی از نور که تمام هستی را بی رنگ خواهد کرد ... + به دست باد سپرده شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386 10:49 توسط قاصدک |
عصر جمعه بود و دلم هوای بادبادک بازی داشت رفتم تا بادبادک نگاهم را در انتهای افق پرواز دهم اما دلم شکست آخر دیدم... بادبادک ها را جمع کرده اند روزی از نگاه شهر ها ... و یادم آمد دیگر نباید عصرها هوس کودکی بکنم. بادبادک ها را به بهانه ی آغاز شب برده اند... شب های بی آغاز انگار یادم رفته بود سپیده های غم انگیز غروب در نگاه من و تو شهید شده است بادبادک سپید نگاهم را از دستم گرفته اند و مرا به جرم عشق کودکانه ام از بام رانده اند خدایا .......... بادبادکم کو مهرم کو ؟ سپیده ام کو ؟ ای بادبادک بزرگ سپید من !!! مرا به دستانم باز گردان . دستانم به دنبال رد عبور دنباله ی تو در آسمان گم شده است نه........... من با تمام نگاهم در آسمان این شهر بی بادبادک گم شده ام ..... قناری زرد کوچکم در آیینه آواز های نا سروده ام را زمزمه می کرد که قفس شکست و دلش بی محابا هم ... + به دست باد سپرده شده در شنبه سوم شهریور 1386 9:18 توسط قاصدک |
|