|
1 _ كمي آنسوتر هوا ابري است آسمان مي بارد و رد نگاه باراني دختركي بر شيشه مانده است . 2 _ مي بينمت باران مي بارد ايستاده اي در كنارش زير باران در چشمان باراني اش غرقي ! 3 _ مي گويي" دوستت دارم " واژه هايت زير قطره هاي باران خيس مي شوند سرت را آرام برمي گرداني ديگر هيچ نمي گويي 4 _ كمي آنسوتر باران مي بارد ديگر دختركي نيست كه ردنگاهش بر شيشه جا مانده باشد + به دست باد سپرده شده در سه شنبه سی و یکم خرداد 1384 14:58 توسط قاصدک |
|